من بر آن عهد که بستم، هستم هر بتی غیر تو را بشکستم مِی کجا حال مرا خوب کند؟ تا زدی دست به دستم، مستم 1402-09-01 حسرت...
ما را در سایت حسرت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72
بهانه می کند مدام، دل غمین و خون کشم
ببین چه رنج ها که من، در انتظار می کشم
صبا رسان سلام ما به آن نگار خوب روی
بگو که از ندیدنش، نفس به واپسین کشم
1402-07-19
حسرت...ما را در سایت حسرت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80
ای ماه بلندم ز جفای تو چنانم آغاز بهاران چو درختی به خزانم سرمی کنم از بغض تو در چاه ولیکن عکس رخت افتاده در آن، جان و جهانم 1402-07-13 حسرت...
ما را در سایت حسرت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 76
بلبل به سکوت و عزلت و خلوت شد قمری ز تغزلش پر از خجلت شد داوود ز صوت خویش آرام گرفت وقتی ز شما لحن خدا رویت شد 1402-06-25 حسرت...
ما را در سایت حسرت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82